۱۳۸۹ تیر ۲۷, یکشنبه

دجالیسم: بخش یازدهم لژ "مهر" سعید امامی و سیروس ناصری


لژ " مهر"


این لژ قدیمی که تقریبا از بین رفته بود، توانست با مهره های جوان و نوین خود که در انجمن اسلامی های کشورهای خارج بویزه امریکا رخنه داده شده و پس از گسیل به ایران با رخنه و همکاری با لژ حجتیه، حیات کوتاه نوینی بخود داد

سعید امامی: صدر این گزدیده ها چه کسی بهتر از اقای سعید امامی ( با نامهای نامبرده شده دیگر: سعید اسلامی ، سعید پاکروان و یا دانیال قوامی)(80.3) میتوانست باشد که مانند اقایان ولایتی و لاریجانی ها، سیروس ناصری، میر سلیم و............ از کشورهای غرب (80.6) همزمان و همگام برای تغغیر روند انقلاب گسیل شدند. سعید امامی که در امریکا در تحت نظر دایی اش سرهنگ سلطان محمد اعتماد که وابسته نظامی دولت فراماسیونی اقای هویدا در امریکا بود و به تحصیل مشغول بود(80.9). وی از خانوادگی مذهبی بنیادی نبود و حتی شاخه ای از خانواده وی را ازشاخه بهاییت از شیعه مینگارند(81.3) وی توانست با مطالعه و زبردستی در انجمن اسلامی دانشجویان در اوکلاهما رخنه داده شد و با شایستگی که داشت در انجا شناخته شد. چندی پس از انقلاب به طرز مشکوکی انتقالش به نمایندگی ایران در واشنگتن هموار گردید و سعید امامی با حرکتی مشکوک تر به ایران گسیل و در ایران مستقیما به وزارت اطلاعات گزیده شد(81.9). وی توانست در مدتی حدود پنج سال با مهارت نخبگی اش در امور اطلاعاتی در این سن کم مراحلی را طی کند که نخبگان گزیده در تمام طول عمر به ان دست می یابند. و حتی از روابط عمیق وی با گروه رهبری کشور می نگارند. وی گزدیده بسیار نادری بود که توانست خدماتی ارزشمند در سطح بالا برای چرخش روند مسیر انقلاب با حذف فیزیکی نخبگان غیر فراماسیونی، انجام دهد. رخنه ماهرانه وی در لژ حجتیه نیز شایستگی بررسی دارد. روابط ایشان با حجت السلام حسنیان(82.3) از لژ حجتیه ترکیب کاملی ایجاد کرد. اجرای ماجرای قتلهای زنجیره ای(83.3)، اوج فعالیت زمان گزیدگی ایشان میباشد.
دکتر کاظم سامی رهبر گروه جاما (جنبش انقلابی مردم ایران) را میتوان نخستین حذف فیزیکی برنامه ریزی شده موسوم به "قتلهای زنجیره ای " دانست که دراذرماه سال 1367 انجام داده شد.(83.6) . مغز متفکر برنامه ریزی این حذف های فیزیکی را اقای سعید امامی (83.9) گزیده " لژ مهر" نام برده اند. هرچند اقای دکترکاظم سامی مورد نامطلوب فراماسیون از نخست بوده ودر اوایل

انقلاب در تابستان سال 1359 نیز عده ای که معلوم نیست از کجا برنامه ریزی شده بودند زیر نام اسلام به دفتر وی حمله کرده و خود وی در انجا نبوده ودر نتیجه افراد حاضر در دفتر را مضروب نموده اند(84.6). با رجوع به تاریخ و مروری به کشتن سید احمد کسروی به حذف فیزیکی سید احمد کسروی با برنامه ریزی لژ اسد ابادی ، تکرار تاریخ را میبینیم و ایشان نیز دیر یا زود حذف میشد. یاران و هم اندیشان دکتر سامی چون ایت الله طالقانی، ایت الله لاهوتی ، دکتر شریعتی و..... پیش از وی حذف فیزیکی شده بودند. دکتر سامی معتقد به پیرایش خرافات از اسلام بود و همین اندیشه نزد لژ "حجتیه" برای حذف فیزیکی وی دلیلی کافی بوده است. و فراماسون با استفاده از سعید امامی انرا بعمل در اورد.



اقای مهدی صدر زاده:
دایی مادری اقای سعید امامی، ازوی که از نخبگی مهدی صدر زاده در نوشته ها یاد ها شده است، وی به عنوان بنیانگذاران و استاد اعظمی این لژ فراماسیون در جنوب ایران در شهرهای ساحلی آبگاه پارس (خلیج فارس) نام برده اند(90.3).


اقای علی اکبر امامی: پدر اقای سعید امامی از مقامات دولت محمد رضاه شاه در کردستان که روابطی با چندی از دولتهای خارجی داشته است و دایی ایشان اقای سرهنگ سلطان محمد اعتماد وابسته نظامی دولت هویدا در واشنگتن(90.6) که در فعالیتهای جهانی نیز فعال بوده، از ته مانده های این لژ سوخته بوده اند. اگر این لژ گزیده های نهفته ای برای اینده نداشته باشند، احتمال دارد با از بین رفتن سعید امامی این لژنیز پایان یافته تلقی شود.

سیروس ناصری: وی که در سال 1334در متولد تهران متولد شده در جوانی همانند اقای سعید امامی در امریکا دانشجو بود. وی نیز از خانواده بنیادی مذهبی نمی اید و خانواده اش تا ان حد اعتقادشان در مذهب سست بوده که نام سیروس را بجای یک نام مذهبی بر وی گذاردند. وی که مجهول الهویه سیاسی میباشند برای حفظ اسلام کمک به انقلاب مستضعفین(؟) گزیده شد. ایشان نیز دارایی نخبگی در موارد رخنه ای هستند و توانستندراه سعید امامی را طی کنند و برای تغییر روند انقلاب برای چپاولگران نفت ایران بسیار کاربری داشتند. وی با مهارت و مطالعه در انجمن اسلامی رخنه و چندی پس ازسعید امامی همانند وی با عجله روانه ، دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن گردید و سپس به ایران گسیل شد. چگونگی

تنظیم ورود افرادی چون سعید امامی، سیروس ناصری و چند تن دیگر به نمایندگی درایران در واشنگتن و کناره زدن تدریجی نیروهای انقلابی که سفارت ایران در واشنگتن پس انقلاب را از اقای اردشیر زاهدی، گرفته بودند موضوعی همیشه مشکوک بوده است و اینکه این کانال ورود این افراد به این نمایندگی در واشنگتن تحت کنترل چه نیرویی است واز کجا اموزش میگیرند، بایستی مورد بررسی مورخین قرار گیرد. اینگونه افراد برای مشاغل کلیدی در ایران گزیده میشدند نه برای مشاغلی مانند استادی دانشگاه یادر شغل تحصیل تخصصی انها . از این نمونه از اقای ولایتی نیز میشود نام برد که در زیر حجتیه شرح داده شده است.(91.3). اقای سیروس ناصری در پست کلیدی مقام ارشدی هییت مذاکرات هسته ای گزیده شد(91.6). لازم به ذکر است که اقای حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات هسته مجمع تشخیص مصلحت نیز ازاعضای ارشد این هییت بود(91.9). در زمان حضور اقای سیروس ناصری و اقای موسویان در این اژانس، منابع غربی تمامی اطلاعات هسته ایران را در دست داشته که دقیقا به دنیا اعلام کردند. حتی در موردی دقیقا اعلام کردند که ایران حتی تا ده سال اینده،موارد نیازی برای فن اوری هسته ای را ندارد(92.3). که این اطلاع بسیار داخلی که به بیرون افشا گردیده بود تاکنون درست بوده است و اطلاعات دیگرنظیر ان. هرچند سازمان مجاهدین خلق با برنامه هایی رسانه ای ظاهری و پر سر وصدا اعلام بر ملا شدن اطلات هسته ای را گاهگاهی به عهده می گرفتند، لیکن منابع غرب دانا تر از ان هستند که به اطلاعات رسیده از سازمانی که عملا از داخل ساختار دولتی به مدت سی سال کنار است، تکیه کند و راههای ارزشمند دیگری گزیده شده است. ودر نتیجه دیدیم که خود دولت نیز به این ادعاهای رسانه ای سازمان مجاهدین خلق اتکا نکرد و با کند و کاوی داخلی درون خود توانست اقای حسین موسویان را به عنوان جاسوس هسته ای دستگیر کند(92.6). که تاریخ واقعیت موضوعات انرا شفاف تر گویا خواهد بود.
گرداندن چنین عملیاتی نیازمند به سرمایه بزرگی میباشد، که اقای سیروس ناصری و همکاران در زیرپوشش نام شرکت کیش اورینت ( بنام جزیره کیش در جنوب=Oriental Oil Kish) به پخش پولهای واصله برای پراخت به رجال و افراد زیر عنوان قرارداد های نفتی خود پوشی نمودند. در این میان گروههایی مستقل ازداخل دولت که رفت و امد های پولهای میلیونی را از حسابهای اقای سیروس ناصری مشکوک دیدند به بررسی پرداختند. رجال بالای همدست اقای ناصری از جریان قبلا وی را اگاه کرده و وی را در اروپا ماندگار کردند تا توانستند در زمان کافی با دستورهای بالای خود، حکم و بررسی دادگاه را درفقط و فقط در پیرامون فساد مالی خلاصه کرده (نه جاسوسی) و به دادگاه پایان دهند وگرنه این به افشا شدن تنی چند مقامات بالا می انجامید. حتی بگونه ای تنظیم گردید کی سیروس ناصری در دادگاه فسادهای مالی در ایران نیز حاضر نگردد(93.3) "رشوه گرفتن 3 مسئول شركت نفت و گاز پارس جنوبي از شركت اورينتال كيش در جريان مناقصه فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي، سوژه داغي بود كه همان اوايل روي كارآمدن دولت نهم مطرح گرديد و اكبر تركان معاون وزير نفت، با محرز دانستن تخلف شركت اورينتال كيش، از اين خبر پرده برداشت. در اين ميان نيز متكي و لاريجاني در اقدامي هماهنگ‌شده از سوي وزارت اطلاعات و قوه قضائيه، از ناصري خواسته بودند براي مسأله‌اي كه پيش آمده به ايران بازگردد اما اين ديپلمات وابسته فراري كه از سال گذشته در ژنو به سر مي‌برد در پي تماس موسويان و پي بردن به اين تله اطلاعاتي از بازگشت به تهران خودداري مي كنند."(93.4). در دادگاه چند مهره بی ارزش دیگررا ظاهرا قربانی کردند. چندی بعد سیروس ناصری را در هتل همای تهران که برای کاربری هایی زیر نام معاملات نفت گزارش داده شده است (93.6)در حال ملاقاتهایی دیده اند.
ماجرای قرارداد نفتی بین شرکت کیش اورینت که اقای ناصری در معاونت ان بودند با شرکت امریکایی هلیبرتون (Halliburton)، که اقای دیک چی نی معاون ریاست جمهور امریکا قبلا ریاست انرا به عهده داشت جنجالی در مطبوعات امریکا برای شخص ایشان و بویژه برای شرکت نفتی مذکور افرید(94.3).
"سيروس ناصري در جريان برگزاري دادگاه مربوط به اين پرونده، در يك رويداد تعجب برانگيز تبرئه گرديد اما مسئولين شركت امريكايي توسط دستگاه قضايي اين كشور به دليل پرداخت رشوه به جريمه نقدي محكوم شدند.
ناصري، مذاكره كننده ارشد پرونده هسته اي ايران در دوره مسئوليت حسن روحاني و مشاور ويژه وي در دبيرخانه شورايعالي امنيت ملي بود. بسياري از دلسوزان در جريان مذاكرات هسته اي در فاصله سالهاي 82 تا 84، نسبت به استفاده از افرادي با منافع مشترك اقتصادي و تجاري با طرفهاي اروپايي و امريكايي هشدار دادند. اين هشدار كه نهايتاً نيز از سوي مسئولين وقت پرونده هسته اي با بي اعتنايي روبرو شد بر اين اساس استوار بود كه اين افراد به دليل پيوند خوردن تداوم منافع شخصي خود با رضايت طرفهاي مقابل، هرگز نمايندگان شايسته اي براي جمهوري اسلامي در جريان مذاكرات و چانه زنيهاي هسته اي نخواهند بود"(94.4)

وسوالی تاریخی از رجالی که در ایران که اقای سیروس ناصری را به سمت شغل حساس هییت انرژی اتمی گمارده اند؟ و همزمان وی در شرکت "خصوصی" شغل معاونت داشته که ان شرکت قرارداد های چندین میلیونی با شرکتی که ریس سابقش معاون ریاست جمهوری کشور دیگر مقابل مذاکرات اتمی است، ببندد. قحط الرجال است در کََشوری صد ها دکتری و با سوادتر از اقای سیروس ناصری داریم یا بناها گزیده هایی چون سعید امامی و سیروس ناصری ها را میگزینند.وتاریخ خواهد نگاشت که چگونه اقای سیروس ناصری از کانال---> رخنه در انجمن های اسلامی در امریکا به---> نمایندگی ایران در واشنگتن به---> پست کلیدی هییت انرژی اتمی ایران قرار گرفته است.و رجال مرتبط داخلی و خارجی وی که بوده اند.نام اقای سیروس ناصری در بعضی نگارده ها جزو گروه تروری یکی از مخالفین در اروپا در هنگام ماموریت ایشان در انجا برده شده است(94.6)

گزیده های فراماسیون بر اساس آموزشهایشان الارقم اینکه ازکدام لژ می ایند و در کارهای عملی مانند "حذف فیزیکی" رجال غیر فراماسیونی ، در اختیاریکدیگر گزاردن منابع مالی ملی یا رشوه و پارتی بازی برای یکدیگر، در" نحوه گفتار" نیز یگانه سخن میگویند برای مثال، اقای علی اردشیرلاریجانی از لژ "اسد ابادی" که در امریکا آموخته شده و سیروس ناصری نیز که در آمریکا اموخته شده اند، در پاسخ خبرنگاران در پیرامون نحوه پوششان که برای رد گم کردن در یک اجتماع شیعه مسلمان ایرانی است، یکنواخت به خبرنگاران پاسخ میدهند.

"" علی لاریجانی پس از ترک جلسه علنی مجلس و در جمع خبرنگاران با این پرسش مواجه شد که چرا در سفر نیویورک لباس تیره بر تن داشته است .لاریجانی در پاسخ می گوید: همین لباس را امروز هم بر تن دارم.

گفتنی است علی لاریجانی در سفرهای دیپلماتیک اخیر خود همواره لباس تیره بر تن داشته است که این پوشش یادآور پوشش سیروس ناصری در مذاکرات هسته ای است."" (94.8)

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

دجالیسم: بخش پانزدهم بنیاد ها یا "فاندنشن" های جهانی(ّFundantions) :

بنیاد ها یا "فاندنشن" های جهانی(ّFundantions) :

بسیار جالب است که بنیاد ها جهانی با منابع عظیم مالی در دست بسیاری از گزیده های فراماسیوی است که فعالانه بدون مانع در مناطق دیگر جهان که با اندشه انها حتی مغایرت دارند در حال فعالیت هستند:

اقای محمد رضا پهلوی عضو فرامانسیون لندن ، بنیاد پهلوی را درنیویورک، امریکا بنیان کرد که به بنیاد علوی پس از انقلاب تبدیل شد

شعبه بنیاد الغذیر شیعه نوع حجتیه ای اقای ایت الله جنتی در کشور وهابی سعودی را نام بردیم.

بنیاد اقا خان محلاتی در کشور هند و کنیا و....

بنیاد نصر در وانشگتن

چند ..


لژ.............

و این تاریخ ادامه دارد

استاد محی الدین اللهی قمشه ای:

فرزند ایت الله استاد مهدی الهی قمشه ای، نخبه ای گزیده با حافظه ای بسیار بالا.

حافظه بزرگ ایشان در گردهمایی های عرفان و ادبیات زیبایی شناسی در در غرب بویژه درگرد هماییهای ایشان در واشنگتن بسیار شکوفا بوده است. فرزند پسر ایشان بنام "شاهد" در اروپا شناخته مهمانی های انجا بوده و همچنین پسر ایشان به همراه دختر ایشان" شادی"، این نوه های مفسر بزرگ قران، در مهمانی های بالای شهر تهران نمایه هایی داشته که گمانن نخبگان گزیده دهه های اینده ایران فردا خواهند بود.


و این تاریخ ادامه دارد.







و چه کس می پنداشت مگر "بنایان" ؟ که سید؟

پشت فرزندی دخت شیخ فضل الله! پدر مشروعه؟

نوه رایزن فرهنگی بر در درگاه رضا خان

پسر سید نصر، رایزن گزیده بر در دربار شاه

رایزن بر در درگاه ریاست، در ینگه دنیا گردد؟

آرم ویژه بنیاد نصردر ایالات متحده امریکا (Nasr Fundation)




و این تاریخ ادامه دارد....

(93.4) عدالت خواهی 19 اذر 1386فضول اراکی
(94.8). آفتاب 3 مهر 1384 تشابه علی لاریجانی و سیروس ناصری

دجالیسم: بخش چهاردهم خاندان آقا خان محلاتی

خاندان آقا خان محلاتی ، امام حاضر در شیعه اسماعیلیه:

از اقوام ایرانی تبار میباشند

کریم اغا خان، امام حاضر جهان شیعه اسماعیلی، وارث فرزند ارشد امام صادق(ع) ، اسماعیل:

امام چهل ونهم، اقای کریم آغا خان ، اقای " سر" سلطان محمد خان اغا خان " اغا خان چهارم، در سن 20 سالگی، به مقام امامی دراین فرقه شیعه رسیدند. لقب " سر" را از درگاه پادشاهی انگلستان دارند. این حضرت امام که بنام " پرنس کریم الحسینی اقا خان IV=چهارم) " اوازه جهان است، مقام (

اعلیحضرتی =highnes ) خود را درسال 1957 از ملکه الیزابت دوم انگلستان، در مرکز فرماندهی فراماسیون جهانی لندن و در سال 1959 از محمد رضا شاه پهلوی، عضو فراماسیون لندن دریافت کرده ند. امام کریم اقا خان که خود را سید اولاد

پیغمبر میداند و پدر بزرگ و جدش در نجف مقبره دارند همچنین از نواده اسماعیل فرزند ارشد امام صادق(ع) میباشد، حدود بیش از 85 میلیون درامد سالانه خود را از سهم پرداخت مذهبی 15 میلیون پیروان خود بنام عشریه یا یک هشتم درامد بدست می اورد. حضرت اما کریم هغا خان صاحب بهترین میدانهای اب دوانی دنیا و رتبه 32 پروتمندترین افراد انگلیس را دارد. بشتر پیروان ایشان در افغانستان، هندوستان، ایران، پاکستان، تاجیکستان،کنیا و........ زندگی میکنند، لیکن همسران ایشان همگی، و دوستان زن ایشان از نژاد سفید

اروپایی و غربی بوده و حضرت ایشان کمتر تمایلی به زنان هم نژاد نیاکان خود دارند. این امام حاضر و ایرانی اصل، اخیرا نیز از

گزیدگان نامزدی برای ریاست سازمان ملل متحد بوده است. ایشان که مالک چندین بانک بوده و سهامدار

بزرک شرکتهایی چون لوفتانزا و فیات نیزمیباشد. حضرت ایشان دارای کاخهای زیبایی در چهان منجمله کاخ زیبایی در پونام هند میباشند.

امام کریم آغا خان، سال 2007 پنجاهمین سالگرد امامتشان بزرگداشت شد. ایشان فرزند امام چهل و هشتم، امام اقا خان سوم فرقه شیعه اسماعیلیه که فرزند امام حسنعلی شاه اغا خان محلاتی که امام چهل هفتم ام این فرقه از شیعه میباشد.

امام چهل و هشتم: امام اقا خان سوم فرقه شیعه اسماعیلیه فرزند امام حسنعلی شاه اغا خان محلاتی که امام چهل و هشتم این فرقه از

شیعه است. وی خود را از نسل پیامبر اسلام از جانب امام اول شعییان حضرت علی(ع) میدانند.، وی به ریاست" لیگ تمام ملتها"

(leaguge of all nations) گزیده شد. وی در ویلایش در ژنو در گذشت، لیکن جسد وی را به به اسوان در مصر برده و در سال 1959 درحضور 500 رجال مهمان در ارامگاه سنگی بدون عکسبرداری و گزارش انجام دادند، که این که این منبع مراسم فراماسیونی است.

پدر بزرگ ایشان امام شاه خلیل الله، اقا خان بود، که باجنگهای زیادی با دولت مرکزی قاجا شکست دخورد و به میناب گریخت و با کمک مالی انگلیس و در اختیار گذاردن چندین ارابه توپ از جانب انها بازهم شکست خورد و به قندهار و هند متواری گردید و در انجا خدمات زیادی برای انگلیس ها برای تسلط برمنطقه انجام داد.

ادامه دارد....



دجالیسم: بخش سیزدهم لژ های کم فعال دیگر


لژ حقوق بشری:


این لژ در هه های اخیر بنیان شده و حدس گزینه ها بررس های دقیق با ذکر عملکرد نیاز است.لیکن برای تمایز دادن بین افراد واقعی حقوق بشر و گزیده های این لژمیتوان معدلع زیر را در نظر داشت: " گزیده های این لژ اکثرا برای ازادی و حقوق گروه یا افراد ویژه ای فعالیت داشته در صورتیکه افراد حقوق بشری غیر وابسته برای همه حقوق و ازادی تمامی افراد فعل هستند".


لژ حقوق بشری زنان:


فراماسیون بنیان خود را بر پایه مردان بالغ گذاشته است. با توجه به تاریخچه مردگرایی در فراماسیون ایا این تحول بزرگ و تاریخی در این گرد هم ایی جایگزینی درست خواهد داشت و منتظرچگونه گزینه هایی باید باشیم؟ " حدس بزن امشب چه کسی

برای مهمانی می اید " برای مناطقی چون ایران که ساختار اجتماعی متفاوتی برای زنان دارند. فراماسیون جهانی راهی دشوار برای هموار کردن راه برای گزینشهایش برای رسیدن به مقامهای بالا در این لژ زنان خواهد داشت. نمونه هایی ازگزیدهی این لژ در دهه اخیر در تمامی دنیا و در ایران بصورت رخنه ای در گردهمایی های معتبر جهانی فعال گردیده است. لیکن همانگونه که

ذکر شد مانند " حدس بزن چه کسی امشب برای مهمانی می اید " نیست و زمانه و اعمال میزان گزینش بوده است. لژ حجتیه بنا براعتقدات خود بر چسب "انقلاب مخملی" وارداتی را بخاطر فعالیت های برون مرزی این لژ به تمامی بانوان که حقوق مدنی خودرا میجویند،میزند. لژ حجتیه بنا به ساختارش این لژ را دشمن خود میبیند لیکن چاره ای ندارد و در دهه های اینده که تاریخ کاربری حجتیه

نزدیک به تمام میرسد جایگزین هایی گزیده خواهند شد. و این نگارده در اخبارها اگر درست باشد که " فایزه رفسنجانی اکنون روابط

خوبی با خانم هاله اسفندیاری دارد" و فایزه پدرش "گزیده لژ "روحانیت فراماسیون" که مخالف انتخاب میرحسین موسوی و ایت الله منتظری بود. پس فایزه چه درکی از اندیشه های هاله اسفندیاری دارد و یا برعکس؟ چگونه خانم فاطمه رجبی را به ملکه الیزابت توجیه کنند؟ همانگونه که چالرز ولیعهد انگلیس توانست از فاجعه طبیعی زلزله بم دیدار کند ولی رییس صلیب سرخ امریکا با تمامی کمک هایش فرمان نیافت؟ پیش به سوی روند فراماسیون مهم است نه افراد و ملیت ها.. تاریخ در دیر زمان قضاوت میکند.



لژ گزیده های درونی فراماسیون در اقوام ایرانی:


لژ های داخل اقوام از احساسیت قومی استفاده کرده ، و همچنین با استفاده از گزیده های درونی حاکم فشار مستضعف کاذب بر انها

بوجود اورده تا موقعیت برای ایجاد تنش بوجود اید وبا پشتیبانی مالی و رسانه ای لژ برون مرزی جهانی فعالیت خود را برای حفظ منافع فراماسیون جهانی نه مردم ان اقلیت بکار میبرند. میتوان چندین نمونه هماهنگی فراماسیون که حوادث تاریخی ایجاد نمودند را بیان داشت ............



ملامصطفی بارزانی: هماهنگی فراماسیون در پایان دادن به مبارزات وی در کردستان

تاریخ هیچگاه فراموش نمیکند که چگونه ملا مصطفی با رزانی در کردستان که سالیان دراز برای جنگیدن با دولت سوسیالیستی عراق با محمد رضا شاه پهلوی همکاری میکرد ، با معامله شاه که یک فراماسیونی بود با صدام حسین گزیده نوین فراماسیون کناری گذارده شد.

وملامصطفی به اوارگی در خارج از کشور روانه در و تنهایی در بیمارستانی در واشنگتن دار وداع کرد.




سناریوی پست پرده چنین معاملات و هماهنگی ها در سطح جهانی، از دیدگاه مورخین نبایستی چشم پوشی شود. نا گفته نماند که چندین هزار تن از قوم کرد بیگناهانه دراین جنگها کشته شدند. پس از معامله شاه بر اقوام کرد در 1975، اقای فریدون هویدا که از بلند پایه های فراماسیون جهانی در ایران نامبرده شده است، دو بار پیاپی با صدام حسین که در انزمان معاون ریس جمهور بود دیدار کرد. صدام با پشتوانه فراماسیون جهانی در عراق کودتا کرد و به حکومت سوسیالیستی که از زمان عبدالکریم قاسم در انجا بر قرار بود خاتمه داد.

با در نظر گرفتن این اصل مهم که فراماسیون سعی در گزینش نخبگان دارد نه سربازگیری، گاهی اشتباهاتی در تشخیص گزیده ها

ممکن است.


در بلوچستان ایران:

گروه جند الله و اقای عبدالملک ریگی: اقای عبدالملک ریگی رهبری گروهی را که بنام جندالله میخواند، ادعا میکرد. وی مسیولیت تعدادی حملات را که به کشتار بیرویه و تشنج افرین بود، به عهده گرفت. شاید بتوان وی را بازیچه دست فراماسیونهایی مانند لژ وهابی دانست که با در اختیار گرفتن مقداری کمک مالی از انها حرکتی را ایجا نموده بود. و دلیل دیگر استفاده از شرایط جبر مضاعف تولیدی ازطرف دولت حجتیه ای احمدی نژاد، بر ایرانیان سنی توانست به این تنش را شعله ور نماید. لیکن اقای ریگی جوانی بود که به هیچگونه شرایط نخبگی گزینش در همبستگی جهانی فراماسیون را نداشت. عبدامالک ریگی را میتوان در رده َاقای شعبان جعفری (شعبان بی مخ) که در کودتای 28 مرداد ابزار لژهای روحانیت و دربار قرار گرفته بود دانست، که بازیچه لژهایی چون وهابی بود. مهمترین نتیجه این جریان این بود: که چگونه به راحتی با معملات سیاسی میان لژی جهانی چگونه با همکاری چند لژ از ایران، پاکستان، قرقیزستان، افغانستان و.... دول خارجی در هماهنگی منظمی تحویل دولت اقای احمدی نژاد در نیازمندترین شرایط سیاسی وی داده شد.


ادامه دارد.....

دجالیسم: بخش دوازدهم لژ "بیداری" یا لژ "ب"

لژ " ب" یا لژ "بیداری"


(در حال حاضر با این کد نمودار میشود) این لژ از فعالترین و قدیمی ترین لژهای فراماسیون پیش از انقلاب بود شاید بتوان انرا ادامه لژ " بیداری" که مورخین در مورد ان بسیار نگارده اند دانست. لیکن به مناسبت نا مطلوب بودن فضای اجتماعی فعالیتهای انها درداخل

در دهه های پس ازانقلاب کمترو اکثریت فعالیت خود را منتقل به برون مرزایران منتقل نموده است .ارتباطات روابط میان لژی در گزیده های این لژ پیوسته بسیار قوی بوده است.شاید پس از لژ "دربار" از قدرتمندترین لژ های برون مرزی بشمار ایند.

منوچهر اقبال نخست وزیر پیشین محمد رضا پهلوی از لژ بزرگ ایران روابط قابل فهمی با اقای هژبر یزدانی داشت.

اقای هژبر یزدانی: از بزرگ سرمایداران دوران محمد رضا شاه که یکبار نیز در دوران ایشان بخاطر فساد مالی زندانی شد، از نظر سواد اکادمی درسطح نخبگی نبود که گزیدکی ایشان در لژی رویت شود . لیکن دیدارهای و همکاری های ایشان با استاد اعظم های بزرگ لژها دیگر بسیار وی را در رده های بالا جلوه میداد. از جمله دیدار وی با استاد اعظم لژ بزرگ ایران منوچهر اقبال (101.3)که از غولهای فراماسیون ایران هم رتبه با اقای شریف امامی بود چشمگیر است.

در ضمن همراهی اقای هژبر یزدانی با لژ های کنونی داخل ایران در سطح جهانی نفوذ و

قدرت ایشان را میرساند. نقش ایشان در کشور کستاریکو در باز گرداندن اقای احمد رضایی فرزند اقای سردار محسن رضایی (101.6)که در امریکا به افشای روحانیون معروف به عالیجنابان سرخپوش سرگرم بود(101.9) بدون شک "نخبگی" اقای هژبر یزدانی را میرساند. این همکاری با لژ روحانیت در ایران کمکی برای جلوگیری از افشای حقایقی بر علیه اقای رفسنجانی بود. تاریخ بیاد می اورد که اقای هژبر یزدانی از جمله زندانیان شاه پیش از انقلاب بود و ایشان از بندرت رجالی بودند که برایشان زمینه میسر شد که در هنگام باز شدن زندانها بخارج از کشور اورده شوند(102.3) و ایا کمکی که در اینجا به عالیجنابان روحانی در تهران کرد از کدامین سو روان شده بود.

ادامه دارد...

دجالیسم: بخش یازدهم لژ "مهر" سعید امامی و سیروس ناصری

لژ " مهر"


این لژ قدیمی که تقریبا از بین رفته بود، توانست با مهره های جوان و نوین خود و با رخنه و همکاری با لژ حجتیه، حیات کوتاه نوینی

بخود بدهد.
سعید امامی: صدر این گزدیده ها چه کسی بهتر از اقای سعید امامی ( با نامهای نامبرده شده دیگر: سعید اسلامی ، سعید پاکروان و یا دانیال قوامی)(80.3) میتوانست باشد که مانند اقایان ولایتی و لاریجانی ها،سیروس ناصری، میر سلمو............ از کشورهای غرب (80.6) همزمان و همگام برای تغغیر روند انقلاب گسیل شدند. سعید امامی که در امریکا در تحت نظر دایی اش سرهنگ سلطان محمد اعتماد که وابسته نظامی دولت فراماسیونی اقای هویدا در امریکا بود و به تحصیل مشغول بود(80.9). وی از خانوادگی مذهبی بنیادی نبود و حتی شاخه ای از خانواده وی را ازشاخه بهاییت از شیعه مینگارند(81.3) وی توانست با مطالعه و زبردر انجمن اسلامی رخنه داده شد و با شایستگی که داشت در انجا شناخته شد. چندی پس از انقلاب به طرز مشکوکی انتقالش به نمایندگی ایران در واشنگتن هموار گردید . سعید امامی با حرکتی مشکوک تر به ایران گسیل و در ایران مستقیما به وزارت اطلاعات گزیده شد(81.9). وی توانست در مدتی حدود پنج سال با مهارت نخبگی اش در امور اطلاعاتی در این سن کم مراحلی را طی کند که نخبگان گزیده در تمام طول عمر به ان دست می یابند. و حتی از روابط عمیق وی با گروه رهبری کشور می نگارند. وی گزدیده بسیار نادری بود که توانست خدماتی ارزشمند در سطح بالا برای چرخش روند مسیر انقلاب با حذف فیزیکی نخبگان غیر فراماسیونی، انجام دهد. رخنه ماهرانه وی در لژ حجتیه نیز شایستگی بررسی دارد. روابط ایشان با حجت السلام حسنیان(82.3) از لژ حجتیه ترکیب کاملی ایجاد کرد. اجرای ماجرای قتلهای زنجیره ای(83.3)، اوج فعالیت زمان گزیدگی ایشان میباشد.
دکتر کاظم سامی رهبر گروه جاما (جنبش انقلابی مردم ایران) را میتوان نخستین حذف فیزیکی برنامه ریزی شده موسوم به "قتلهای زنجیره ای " دانست که دراذرماه سال 1367 انجام داده شد.(83.6) . مغز متفکر برنامه ریزی این حذف های فیزیکی را اقای سعید امامی (83.9) گزیده " لژ مهر" نام برده اند. هرچند اقای دکترکاظم سامی مورد نامطلوب فراماسیون از نخست بوده ودر اوایل

انقلاب در تابستان سال 1359 نیز عده ای که معلوم نیست از کجا برنامه ریزی شده بودند زیر نام اسلام به دفتر وی حمله کرده و خود وی در انجا نبوده ودر نتیجه افراد حاضر در دفتر را مضروب نموده اند(84.6).با رجوع به تاریخ و مروری به کشتن سید احمد کسروی به حذف فیزیکی سید احمد کسروی با برنامه ریزی لژ اسد ابادی اقای تکرار تاریخ را میبینیم و ایشان نیز دیر یا زود حذف میشد. یاران و هم اندیشان دکتر سامی چون ایت الله طالقانی و دکتر شریعتی پیش از وی حذف فیزیکی شده بودند. دکتر سامی معتقد به پیرایش خرافات از اسلام بود و همین اندیشه نزد لژ "حجتیه" برای حذف فیزیکی دلیلی کافی است.



اقای مهدی صدر زاده:
دایی مادری اقای سعید امامی، از وی که از نخبگی اش یاد ها شده، به عنوان بنیانگذاران

و استاد اعظمی این لژ فراماسیون در جنوب ایرن در شهرهای ساحلی آبگاه پارس (خلیج فارس) نام برده اند(90.3).

اقای علی اکبر امامی: پدر اقای سعید امامی از مقامات دولت محمد رضاه شاه در کردستان که روابطی با چندی از دولتهای خارجی داشته است و دایی ایشان اقای سرهنگ سلطان محمد اعتماد وابسته نظامی دولت هویدا در واشنگتن(90.6) که در فعالیتهای جهانی نیز فعال بوده، از ته مانده های این لژ سوخته بوده اند. اگر این لژ گزیده های نهفته ای برای اینده نداشته باشند، احتمال دارد با از بین رفتن سعید امامی این لژنیز پایان یافته تلقی شود.

سیروس ناصری: وی که متولد تهران در سال 1334 میباشد همانند اقای سعید امامی جوانی دانشجو در امریکا بود که بکار گرفته شد. وی نیز که از خانواده با بنیادگرایی مذهبی نمی اید تا ان حد اعتقادشان در مذهب سست بود که نام سیروس را بجای یک نام مذهبی بر وی گذاردند. وی که مجهول الهویه سیاسی میباشند برای حفظ اسلام کمک به انقلاب مستضعفین گزیده شد. ایشان نیز دارایی نخبگی هستند و توانستندراه سعید امامی را طی کنند و برای تغییر روند انقلاب بسیار کاربری داشتند. وی با مهارت و مطالعه در انجمن اسلامی رخنه و چندی پس ازسعید امامی همانند وی با عجله روانه ، دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن گردید و سپس به ایران گسیل شد. چگونگی

تنظیم ورود افرادی چون سعید امامی، سیروس ناصری و چند تن دیگر به نمایندگی درایران در واشنگتن و کناره زدن تدریجی نیروهای انقلابی که سفارت ایران در واشنگتن پس انقلاب را از اقای اردشیر زاهدی، گرفته بودند موضوعی همیشه مشکوک بوده است و اینکه این کانال ورود این افراد به این نمایندگی در واشنگتن تحت کنترل چه نیرویی است واز کجا اموزش میگیرند، بایستی مورد بررسی مورخین قرار گیرد. اینگونه افراد برای مشاغل کلیدی در ایران گزیده میشدند نه برای مشاغلی مانند استادی دانشگاه یادر شغل تحصیل تخصصی انها . از این نمونه از اقای ولایتی نیز میشود نام برد که در زیر حجتیه شرح داده شده است.(91.3). اقای سیروس ناصری در پست کلیدی مقام ارشدی هییت مذاکرات هسته ای گزیده شد(91.6). لازم به ذکر است که اقای حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات هسته مجمع تشخیص مصلحت نیز ازاعضای ارشد این هییت بود(91.9). در زمان حضور اقای سیروس ناصری و اقای موسویان در این اژانس، منابع غربی تمامی اطلاعات هسته ایران را در دست داشته که دقیقا به دنیا اعلام کردند. حتی در موردی دقیقا اعلام کردند که ایران حتی تا ده سال اینده،موارد نیازی برای فن اوری هسته ای را ندارد(92.3). که این اطلاع بسیار داخلی که به بیرون افشا گردیده بود تاکنون درست بوده است و اطلاعات دیگرنظیر ان. هرچند سازمان مجاهدین خلق با برنامه هایی رسانه ای ظاهری و پر سر وصدا اعلام بر ملا شدن اطلات هسته ای را گاهگاهی به عهده می گرفتند، لیکن منابع غرب دانا تر از ان هستند که به اطلاعات رسیده از سازمانی که عملا از داخل ساختار دولتی به مدت سی سال کنار است، تکیه کند و راههای ارزشمند دیگری گزیده شده است. ودر نتیجه دیدیم که خود دولت نیز به این ادعاهای رسانه ای سازمان مجاهدین خلق اتکا نکرد و با کند و کاوی داخلی درون خود توانست اقای حسین موسویان را به عنوان جاسوس هسته ای دستگیر کند(92.6). که تاریخ واقعیت موضوعات انرا شفاف تر گویا خواهد بود.
گرداندن چنین عملیاتی نیازمند به سرمایه بزرگی میباشد، که اقای سیروس ناصری و همکاران در زیرپوشش نام شرکت کیش اورینت ( بنام جزیره کیش در جنوب=Oriental Oil Kish) به پخش پولهای واصله برای پراخت به رجال و افراد زیر عنوان قرارداد های نفتی خود پوشی نمودند. در این میان گروههایی مستقل ازداخل دولت که رفت و امد های پولهای میلیونی را از حسابهای اقای سیروس ناصری مشکوک دیدند به بررسی پرداختند. رجال بالای همدست اقای ناصری از جریان قبلا وی را اگاه کرده و وی را در اروپا ماندگار کردند تا توانستند در زمان کافی با دستورهای بالای خود، حکم و بررسی دادگاه را درفقط و فقط در پیرامون فساد مالی خلاصه کرده (نه جاسوسی) و به دادگاه پایان دهند وگرنه این به افشا شدن تنی چند مقامات بالا می انجامید. حتی بگونه ای تنظیم گردید کی سیروس ناصری در دادگاه فسادهای مالی در ایران نیز حاضر نگردد(93.3) "رشوه گرفتن 3 مسئول شركت نفت و گاز پارس جنوبي از شركت اورينتال كيش در جريان مناقصه فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي، سوژه داغي بود كه همان اوايل روي كارآمدن دولت نهم مطرح گرديد و اكبر تركان معاون وزير نفت، با محرز دانستن تخلف شركت اورينتال كيش، از اين خبر پرده برداشت. در اين ميان نيز متكي و لاريجاني در اقدامي هماهنگ‌شده از سوي وزارت اطلاعات و قوه قضائيه، از ناصري خواسته بودند براي مسأله‌اي كه پيش آمده به ايران بازگردد اما اين ديپلمات وابسته فراري كه از سال گذشته در ژنو به سر مي‌برد در پي تماس موسويان و پي بردن به اين تله اطلاعاتي از بازگشت به تهران خودداري مي كنند."(93.4). در دادگاه چند مهره بی ارزش دیگررا ظاهرا قربانی کردند. چندی بعد سیروس ناصری را در هتل همای تهران که برای کاربری هایی زیر نام معاملات نفت گزارش داده شده است (93.6)در حال ملاقاتهایی دیده اند.
ماجرای قرارداد نفتی بین شرکت کیش اورینت که اقای ناصری در معاونت ان بودند با شرکت امریکایی هلیبرتون (Halliburton)، که اقای دیک چی نی معاون ریاست جمهور امریکا قبلا ریاست انرا به عهده داشت جنجالی در مطبوعات امریکا برای شخص ایشان و بویژه برای شرکت نفتی مذکور افرید(94.3).
"سيروس ناصري در جريان برگزاري دادگاه مربوط به اين پرونده، در يك رويداد تعجب برانگيز تبرئه گرديد اما مسئولين شركت امريكايي توسط دستگاه قضايي اين كشور به دليل پرداخت رشوه به جريمه نقدي محكوم شدند.
ناصري، مذاكره كننده ارشد پرونده هسته اي ايران در دوره مسئوليت حسن روحاني و مشاور ويژه وي در دبيرخانه شورايعالي امنيت ملي بود. بسياري از دلسوزان در جريان مذاكرات هسته اي در فاصله سالهاي 82 تا 84، نسبت به استفاده از افرادي با منافع مشترك اقتصادي و تجاري با طرفهاي اروپايي و امريكايي هشدار دادند. اين هشدار كه نهايتاً نيز از سوي مسئولين وقت پرونده هسته اي با بي اعتنايي روبرو شد بر اين اساس استوار بود كه اين افراد به دليل پيوند خوردن تداوم منافع شخصي خود با رضايت طرفهاي مقابل، هرگز نمايندگان شايسته اي براي جمهوري اسلامي در جريان مذاكرات و چانه زنيهاي هسته اي نخواهند بود"(94.4)

وسوالی تاریخی از رجالی که در ایران که اقای سیروس ناصری را به سمت شغل حساس هییت انرژی اتمی گمارده اند؟ و همزمان وی در شرکت "خصوصی" شغل معاونت داشته که ان شرکت قرارداد های چندین میلیونی با شرکتی که ریس سابقش معاون ریاست جمهوری کشور دیگر مقابل مذاکرات اتمی است، ببندد. قحط الرجال است در کََشوری صد ها دکتری و با سوادتر از اقای سیروس ناصری داریم یا بناها گزیده هایی چون سعید امامی و سیروس ناصری ها را میگزینند.وتاریخ خواهد نگاشت که چگونه اقای سیروس ناصری از کانال---> رخنه در انجمن های اسلامی در امریکا به---> نمایندگی ایران در واشنگتن به---> پست کلیدی هییت انرژی اتمی ایران قرار گرفته است.و رجال مرتبط داخلی و خارجی وی که بوده اند.

گزیده های فراماسیون بر اساس آموزشهایشان الارقم اینکه ازکدام لژ می ایند و در کارهای عملی مانند "حذف فیزیکی" رجال غیر فراماسیونی ، در اختیاریکدیگر گزاردن منابع مالی ملی یا رشوه و پارتی بازی برای یکدیگر، در" نحوه گفتار" نیز یگانه سخن میگویند برای مثال، اقای علی اردشیرلاریجانی از لژ "اسد ابادی" که در امریکا آموخته شده و سیروس ناصری نیز که در آمریکا اموخته شده اند، در پاسخ خبرنگاران در پیرامون نحوه پوششان که برای رد گم کردن در یک اجتماع شیعه مسلمان ایرانی است، یکنواخت به خبرنگاران پاسخ میدهند.

"" علی لاریجانی پس از ترک جلسه علنی مجلس و در جمع خبرنگاران با این پرسش مواجه شد که چرا در سفر نیویورک لباس تیره بر تن داشته است .لاریجانی در پاسخ می گوید: همین لباس را امروز هم بر تن دارم.

گفتنی است علی لاریجانی در سفرهای دیپلماتیک اخیر خود همواره لباس تیره بر تن داشته است که این پوشش یادآور پوشش سیروس ناصری در مذاکرات هسته ای است."" (94.8)

ادامه دارد.....



دجالیسم: بخش دهم لژ صهیونیست ایرانی<لژ تهران پیشین>

لژصهیونیست ایرانی

این لژادامه و جایگزین لژ سابق معروف لژ تهران است . در هنگام جنگ ایران با صدام با همکاری با دلالان اسلحه و شخصیتها امنیتی

اسراییلی مانند ژنرال اسراییلی امیران نیر(50.3)، و سفر این ژنرال همراه با سران امنیتی امریکا به ایران و ملاقات انها با مقامات بلند پایه در ایران و خرید موشکهای امریکایی از راه اسراییل نقش مهمی ایفا نمود. هین موضوع موجب بالا بردن اهمیت این لژ گردید. بخاطر جو اجتماعی و سیاسی موجود کنونی گزیده های این لژ را در داخل ایران یهودیانی که خود یا پدران انها به اسلام شیعه (نه اسلام سنی) گرویده اند تشکیل میدهند. تاریخ نشان داده که شیعه شدگان این لژ از شیعه های متولد در شیعه متعصب تر میباشند(50.6) . لژصهیونیست ایرانی همواره با لژهای برنده کا میکند بر علیه غیر فراماسیونی ها. در انتخابات کنونی انها

به جانب لژ حجتیه و بر علیه میرحسین موسوی فعال بودند و در اختلافات میان لژی بین احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی سکوت کردند.

اقای عسگر اولادی مسلمان صدر استادان اعظمی این لژ نامبرده میشود. این لژ

بیشترین فعالیت خود را در موارد اقتصادی و تجارت خارجی بکار گرفته است.

دیگر از کاران این لژ در اختیار گزاردن اسامی فعالان حزب کمونیستی توده از طریق منابع خارجی به ان لژ از طریق انگلیس به ضد اطلاعات ارتش پاکستان و سپس در اختیار اقای عسگر اولادی مسلمان قرار داده شد. اقای عسگر اولادی مسلمان سپس انرا در اختیار اقای هاشمی رفسنجانی از لژ روحانیت گذاشت(60.3) که موجب اعدام

بسیاری از نظامیان زبده توده ای که در حال جنگ با صدام بودند بوسیله ریشهری گزیده حجتیه شد. از سوالهای تاریخی این است که

1) اگر اسراییل در این موضوع دخالت نداشت، چرا اسامی از جانب فراماسیون جهانی مستقیما در اختیار اقای هاشمی رفسنجانی گه از

گزیده های اعظم میباشد، قرار نگرفت؟

2) ایا لژ صهیونیست ایرانی، با این کار و از بین بردن افسران ماهر و با تجربه ایرانی که به قهرمانان نجات خوزستان مشهور شده

بودند ، و با تضعیف ارتش ایران و کمک به صدام برای ادامه جنگ فرسایشی و تضعیف دو کشور مسلمان که همانا خواسته اسراییل بود کمک نمی کردند؟

این سوالی است که تاریخ خواهد خواست که، امثال اقای هاشمی رفسنجانی ها بایستی به ان پاسخ دهند.

ادامه دارد...


دجالیسم: بخش نهم لژ اسد ابادی<روحانیت>


لژاسد ابادی( لژ روحانیون)


سید جمالدین اسد ابادی: از نوابغ تاریخ بشریت و از برجسته ترین چهره های اسلامی قرن نوزدهم بود(65.3) که محمد عبده ، بزرگ مرد تاریخ مصر در زمان وی و مترجم یکی از نوشته های وی ، شاگرد وی بوده و همواره خود را از شاگردان وی خوانده است (65.6). این لژ بنام این نابغه گزارده شده است. چرا (؟). وی از سیاستمداران بزرگ زمان خود و احتمالا از تبار تیزهوشان خراسان بزرگ بود (ن) و در زمان جوانی نزد ایت الله طباطبایی مرجع تقلید انزمان روحانی بزرگ طباطبایی درجه اجتهاد گرفت(65.8). وی با هوش بسیار به عنوان رهبر ضد استعماری جهان اسلام در زمان خود شناخته شده بود. و با سیاست کامل در افغانستان، ایران بزرگ ان زمان، عثمانی ، شمال افریقا پیروانی اندیشمند زیادی داشت . وی به عنوان بنیانگذارلژ فراماسیونی "اسد ابادی " شناخته شده است و بسیاری از روحانیون شیعه آرزو دارند که جای این سید نابغه باشند و به این ارزو به این تژ پیوسته یا میپیوندند و یا ادای تاریخی وی را در می اورند. این روحانیون نا اگاه، بایستی تا ریخ را مطالعه کنند که سید برای چه دلایلی که بایستی تاریخ نگاران بررسی کنند به این لژ ها میرفته، زیرا تاریخ مینگارد که: سید جمالدین یکبار در سال 1879 از لژ ماسونی در قاهره بیرون انداخته شده زیرا در ملا عام وجود خدا را انکار کرده".(65.9). لیکن روحانیون شیعه جاه طلب که نخبگی ندارند به افسانه ای بودن این نخبه اقتدا کرده و در حالی که اشنایی به تفکر مغزی وی را نیز ندارند این لژ را باور داشته وبا خود فروشی خود را در فرمان مرکزیت لندن گمارده و می پندارند که سید جمال لدین شوند. که از ان جمله خود فروشی ایت الله کاشانی بود که با همکاری با اوباشان و دریافت کمک مالی از بیگانگان(66.3) به قهقرای تاریخ رفت. در زمان انقلاب ایران تنی چند از روحانیون را نیز این "توهم" برداشت و گزیده های بالایی از روحانیونی در را بطه با لژ لندن در این امتداد ادا در می اورند. و در نتیجه مورخین این مطالعات لژ اسد ابادی را ادامه وار نگارده اند.

بایستی در نظر داشت که این لژ بسیار قدیمی تر و کاملا متمایز با لژ حجتیه است.


برای تمایز لژ حجتیه با لژ روحانیت ، میتوان به 4 موردبزرگ اشاره کرد:



1) هرچند تعداد کمی روحانی در لژ حجتیه وجود دارد اما افراد غیر روحانی دراین لژ بسیار بیشتر از لژ روحانیت میباشند. در لژروحانیت بندرت غیر روحانی مانند محمود کاشانی مشهود شده است

2) لژحجتیه بر خلاف لژ روحانیت که در امور کنترل اقتصادی کشور فعال است در کنترل امور قدرت نظامی سیاسی در کشورنقش

بزرگی ایفا میکند.

3) دیدگاه شیعی لژ حجتیه مانند دیدگاه تعصبی سنتی و تندروی لژ فداییان اسلام پیش از انقلاب میباشند. بر خلاف ان دیدگاه لژ روحانیت دیدگاهی لیبرال به مسایل اجتماعی و اقتصادی دارد.

4) گزیدگان لژ حجتیه از نظر سنی جوانتر و کم تجربه تر بوده و از نظر علمی پایین تر میباشند.

سه یارهمیشه وفادار و همواره در یکسو از زمان انقلاب :


ایت الله محمد رضا مهدوی کنی: که به عنوان صدرگزیده استاد اعظمی پس انقلاب فراماسیون در ایران ذ کر گردیده است(70.3) که در "لژ بزرگ ایران" گزیده پر قدرت این لژ میباشد. ازدیگر اساتید اعظم در این لژ ازاقای ناطق نوری و اقای هاشمی رفسنجانی نیزنام برده شده است. این لژبر خلاف لژ حجتیه که در امور نظامی است در کنترل امور قدرت فعال و در کنترل امور اقتصادی کشور نقش بزرگی ایفا میکند.

حجت الاسلام علی اکبر رفسنجانی : که موار زیادی پیرامون کاربری اش نگارده شد. وی همواره در

صحنه و به نفع تمامی لژ ها کار ورزی نمود این دلیل بزرگی بر گزیدگی وی در لژ بزرگ ایران نیز میباشد.





حجت السلام ناطق نوری
: وی نیز مانند بسیاری از هم لژی های خود در بخش اقتصادی تمرکز فراوان نمود.





محمود کاشانی فرزند ایت الله کاشانی در دوران کودتای بیگانگان در 28 مرداد، از پادو های دون پایه و جدید فراماسیون بود توانست با استفاد از ارتباط پدر ، انگلیسها و اوباش محله بد نام تهران در سقوط دولت غیر وابسته دکتر مصدق کمک شایانی کند و میتوان گفت بدون همکاری این خانواده روحانی کودتا انجام پذیر نبود. میتوان گفت که وی تنهاد غیر روحانی این لژ است که در واقع نه به عنوان گزیده نخبه بلکه به عنوان پادو بکار گرفته شده است. گروههای خیابانی زیر فرمان شعبان جعفری ( شعبان بی مخ) که خود را پیرو ایت الله کاشانی میخواندند(70.6) و با کمکهای مالی به انها و به خیابان آوردن زنان محله بد نام تهران بر علیه دکتر مصدق نقش تاریخی برای لژ مرکزی لندن درکودتای 28 مرداد ایفا کند. عکسها و مدارک زیادی از ایت الله کاشانی و شعبان بی مخ رهبر اوباشان و زنان محله بد نام تهران در تاریخ ثبت شده است. تنی چند روحانی خود فروشی خود را با پنهان شدن در لژ" اسد ابادی" میخواهند زیر نام این نابغه، میخواهند پنهان کنند. حمله فیزیکی شعبان بی مخ از همدستان محمود کاشانی و پدرش وافراد مرتبط به وی برای قتل دکتر فاطمی و اعدام وی که شخص مستغلی بود لکه ننک ابدی بر پیشانی اقای محمود کاشانی و خاندانش گذارد. بر ملا شدن ان، باعث شده که با تمام خدماتی که برای انگلیس ها کرده ، هیچگاه به مقام بالایی نرسد.

وی ازنادرگزیده های فراماسیون پیش از انقلاب است که در ایران هنوز فعال میباشد. با بر ملا

گشتن همکاری وی و پدرش در خاطرات رهبران

خارجی کودتا مانند اقای کرمیت روزولت و دریافت پول از انها برای اجرای کودتا(70.9) رجال و روحانیون کنونی بخاطر بد نام نشدن از وی دوری میجویند. همچنین نوع کاربردی محمود کاشانی در ارتباط برای ایجاد همکاری با افراد اوباشی مانند شعبان بی مخ برای کشیدن زنان مناطق مانند سکینه قاسمی" پری بلنده" در کودتای 28

مرداد(71.3) موجب الودگی وی به عنوان فرزند یک ایت الله گردید، هرچند پدر ایشان با شعبان رابه داشت و عکس های زیادی با وی دارد. اقای محمود

کاشانی بعد ها در همینگونه رابطه ها برای ایجاد شغل برای یکی از زنان در رادیو وتلویزیون گردید(71.6) و بر ملا شدن این موضوع نیز موجب فاصله گیری بیشتر اعضای روحانی از این ایت الله زاده وترد بیشتر وی شد.

این موضوع قابل بررسی است که پس از انقلاب خانم سکینه قاسمی (پری بلنده) اعدام گردید (71.6) و اقای شعبان جعفری (شعبان بی مخ) ازایران گریخت(71.9) ولی گزیده های گرداننده انها، مانند اقای محمود کاشانی در حفاظت در ایران برای ادامه خدمت از گزند

دور نگاه داشته شدند


ادامه دارد...



دجالیسم: بخش هشتم < لژ حجتیه>6 احمدی نژاد چه صیغه ایست؟

محمود احمدی نژاد(صبورجیان)

این انقلابی بزرگ که هردم شعارهایی با مصرف داخلی بر علیه امریکا و اسراییل بر زبان دارد چگونه مشاوران بزرگ خود را چون اقای حمید مولانا از متفکرین امریکایی می گزیند؟

آسفندیار رحیم مشایی:

ایشان با نام غیر اسلامی "اسفندیار"

به گزیدگی برای حفظ اسلام و ومشاورت ریاست برای حفظ انقلاب مستضعفین گزیده شد.

ایشان فامیل احمدی نژاداست.، پسر احمدی نژاد داماد ایشان میباشد(38.9). اقای مشایی هممانند اقای هحمدی نژاد مجهول الهویه سیاسی است. وی گزیده ای بار کاربری در تماسهای خارجی میباشند.اقای مشایی بطرز مرموزی پس از انقلاب مانند سعید امامی در اطلاعات رخنه نموده است. وی مامور بازجویی افراد سیاسی بوده است که در این میان بازجوی زنان سیاسی نیز بوده، و نگارده شده است که همسر وی که از زندانیان سیاسی سازمان مجاهدین بوده از موارد وی بوده است. (40.3) بنا به دلایل نامعلومی ایشان با وی ازدواج میکند. که تاریخ دلایل انرا بازگو خواهد بود چنانکه سعید امامی را نیز تاریخ بازگویی کرد.

.




هرچند هدف نهایی جهانگستری و دراز مدت لژ های گوناگون فراماسیون یکسو است، لیکن گزیده

های لژ ها متفاوت با هم از رجال قشر های متمایز جامعه میباشند. از تفاوت های

مهم

برای تمایز لژ حجتیه با لژ روحانیت ، میتوان به 4 موردبزرگ اشاره کرد:

1) هرچند تعداد کمی روحانی در لژ حجتیه وجود دارد اما افراد غیر روحانی دراین لژ بسیار بیشتر از لژ روحانیت میباشند. در لژ

روحانیت بندرت غیر روحانی مانند محمود کاشانی مشهود شده است

2) لژحجتیه بر خلاف لژ روحانیت که در امور کنترل اقتصادی کشور فعال است در کنترل امور قدرت نظامی سیاسی در کشورنقش

بزرگی ایفا میکند.

3) دیدگاه شیعی لژ حجتیه مانند دیدگاه تعصبی سنتی و تندروی لژ فداییان اسلام پیش از انقلاب میباشند.

بر خلاف ان دیدگاه لژ روحانیت دیدگاهی لیبرال به مسایل اجتماعی و اقتصادی دارد.

4) گزیدگان لژ حجتیه از نظر سنی جوانتر و کم تجربه تر بوده و از نظر علمی پایین تر میباشند.





ادامه دارد....